دانستنی ها

متن در مورد گرانی؛ جملات فاز سنگین درباره فقر و گرسنگی

| متن در مورد گرانی | جملات فاز سنگین درباره فقر | جملات فاز سنگین در مورد گرسنگی | در این بخش از اکسیژن جملات سنگین، غمگین و طنز با موضوع گرانی، فقر و گرسنگی را گرداوری کرده‌ایم. امید است که مورد رضایت شما عزیزان قرار بگیرد.

متن و جملات درباره گرانی و فقر

گرونی که تبدیل به عادت شد دیگه درد نداره
وای به اون خونه که توش نان آورو مرد نداره

پیشنهاد ما برای مطالعه بیشتر

***

بیا اصلاً خودمان را گول بزنیم…
بیا فکر کنیم که دنیا این شکلی نیست
دنیا جنگ نیست
دنیا گرانی نیست
دنیا دل خوری و نارفیقی نیست…
بیا فکر کنیم که دنیا جایی ست که
شلیل و آلو قرمز دارد
دنیا هنوز میوه های تابستانی دارد
فصل میوه های تابستانی که گذشت بیا به انار فکر کنیم
بیا به دون کردنِ انار فکر کنیم.
بیا فکر کنیم پاییز دل گیر نیست
غروب دلگیر نیست…
هنوز می توان غروب در کوچه قدم زد و یا پشت پنجره خیابان را نگاه کرد…

***

 

 

متن در مورد گرانی؛ جملات فاز سنگین درباره فقر و گرسنگی
متن در مورد گرانی؛ جملات فاز سنگین درباره فقر و گرسنگی

چه کسی می‌گوید که گرانی شده است ؟
تن عریان ارزان !
آبرو قیمت یک تکه‌ی نان !
و چه تخفیف بزرگی خورده است ؛
قیمت هر انسان !

***

چه کسی میگوید:که گرانی شده است!
دوره ی ارزانیست!
دل ربودن ارزان!
دل شکستن ارزان!
دوستی ارزان است!
دشمنی ها ارزان!
چه شرافت ارزان!
تن عریان ارزان!
آبرو قیمت یک تکه نان…
ودروغ ازهمه چیز ارزانتر….
قیمت عشق چقدر کم شده است!
کمترازآب روان!
وچه تخفیف بزرگی خورده
قیمت هر انسان…

***

جملات در مورد گرانی

بعلت گرانی، برای انجام آزمایش و تست میتونی زیر درخت ادرار کنی

اگر مورچه جمع شد دیابت داری

اگر پشه جمع شد عفونت داری

اگر بوی کباب بلند شد کلسترول داری

و اگر یادت رفت زیپت رو بالا بکشی آلزایمر داری

***

متن در مورد گرانی؛ جملات فاز سنگین درباره فقر و گرسنگی
متن در مورد گرانی؛ جملات فاز سنگین درباره فقر و گرسنگی

جملات درباره فقر

عجب حوصلہ ای دارند آدم ها
با این گرانیِ سرسام آور……
با این آلودگیِ هوا………
با این آنفولانزاهای عجیب غریب………
و هزار گیر و گرفتاریِ ریز و درشتِ دیگر
آنوقت از گوشہ و ڪنار می شنوی
مثلِ عھدِ خیارشور شاه
هنوز نشستہ اند و
حرف از زندگی این و آن می زنند…
حرف از تمامِ چیزهایی ڪہ
ربطی بہ ڪسی نداشتہ و ندارد…

خدایی
عجب حوصلہ ای دارند
آدم ها …

***

میدونستی این چیزایی که ؛
باهاشون جوک میسازی ،
بعضیا بخاطرش اشک میریزن ؟
گرانی درد دارد ، نه خنده !

***

متن در مورد گرانی؛ جملات فاز سنگین درباره فقر و گرسنگی
متن در مورد گرانی؛ جملات فاز سنگین درباره فقر و گرسنگی

برای یاد گرفتن روش‌های نوآورانه جهت کنار آمدن با گرانی و تورم، باید از دوره‌های خاص آموزشی استفاده کرد:

جهت خنثی‌سازی گرانی گوشت، به‌جای آّب‌گوشت، روش تهیه off gusht به متقاضیان آموخته شود. (آموزشگاه مهارت زندگی در شرایط گرانی، با مجوز وزارت اقتصاد و بازرگانی!)

***

متن سنگین در مورد گرانی و گرسنگی

البته یک عده هستند که در رفاقت، هم مرام و معرفت دارن هم تربیت و ادبیات خاص خودشان راو این مساله در زمان گرانی هم نمود پیدا می‌کند:

گل هم گرون شد. قدر خودت رو بدون چون احتمالاً کود هم گرون میشه!

***

یکی می‌مرد ز درد بی‌نوایی / یکی می‌گفت دلار دارم، می‌خواهی؟

***

گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیره، حقوقش نمی‌رسه بره از قصابی خرید کنه

***

Text about expensive
Text about expensive

آشپز که دو تا شد هیچی، صدتا هم باشه با این قیمت گوشت، عمراً بشه یه دیزی مشتی بزنیم تو رگ!

***

گشنگی نکشیدی که تورم از یادت بره

***

جملات طنز در مورد گرانی و فقر

اما تنها چیزی که تو این دنیا چاره نداره، مرگه! لذا حتی گرانی هم با همه ابعاد خفن، راه‌حلی برای خودش دارد و چه بسا راه‌حل‌هایی:

سه راه برای خلاص شدن از دست گرونی وجود داره:

۱- یا بابات برات پول در بیاره

۲- یا بابای مردم رو برای پول در بیاری

۳- یا بابات در بیاد تا پول در بیاری

اگر نشد ، از بی پولی بابات در میاد!

***

یادش به‌خیر قدیما دوزار پول می‌دادیم به مادربزرگت، یه ماه خرج خونه بود اما حالا چی… از این جمله‌ها زیاد شنیدیم اما با وضعیتی که الان اقتصاد مملکت داره، نیازی نیست بشینیم پای حرفای پدربزرگ؛ کافیه به همین چند سال قبل فکر کنیم:

یادش بخیر قدیما ده تومن میبردیم مغازه و نیم کیلو پنیر ،یه بسته چای، یه شونه تخم مرغ، دوتا شیشه عسل ،چند کیلو پسته و بادام می‌آوردیم خونه. اما حالا چی؟ همه فروشگاه‌ها دوربین مدار بسته دارن!

***

می گویند : شاد بنویس …

نوشته هایت درد دارند!

و من یاد ِ مردی می افتم ،

که با کمانچه اش ،

گوشه ی خیابان شاد میزد…

اما با چشمهای ِ خیس … !!

***

زیر خط فقر تو نان و پنیری خورده‌ای؟

کودکت را دست خالی سوی دکتر برده‌ای؟

زیر خط فقر در سرما شبی خوابیده‌ای؟

دست پینه بسته یک کارگر را دیده‌ای؟

زیر خط فقر از درماندگی خندیده‌ای؟

با شکست عزت نفست، مدام جنگیده‌ای؟

زیر خط فقر در سطل زباله گشته‌ای؟

با خجالت و نداری سوی خانه رفته‌ای؟

***

در کوچه‌های یخ زده بیمار و دربدر

جان می‌دهی و مرگ تو تنها پناه تست

باور مکن که در دلشان می‌کند اثر

این قصه‌های تلخ که در اشک و آه تست

***

این مرد که شب به خانه برمی گردد

با زخم تبر به شانه برمی گردد

هرچند که اشک پینه هایش جاری ست

با خنده ی عاشقانه برمی گردد

***

مشکلات راه مدرسه

در روزهای بارانی مجبورم کرد

به خاطر پاها و کفش هایم

به باران با همه ی

عظمتش بدبین شوم…

***

اگر در جایی از شهر،

تهیدست یافت شود،

در همان نزدیکی، دزد و جیب‌بُر

و دشمن مقدسات

و هر گونه بدکار دیگر هم

پنهان خواهند بود.

***

مردمان زیادی هستند

که تلاش می کنند

فقر اندیشه شان را

زیر انبوهی از کلمات بی مصرف

پنهان کنند.

***

وقتی منِ شاعر ،

این مدعی درد شناسی،

بی حس و پوشالی

از دست های پینه بسته ی تهیدستی

سخن می گویم

چه انتظاری ست از ناشاعرانِ

کوچه های بی عاطفگی

***

زیر خط فقر با فقر تفکر ساختی؟

زیر دست قلدران زندگی ات را باختی؟

چشم امید ز یاری خلایق بسته ای؟

حس نمودی از تضاد طبقاتی خسته ای؟

***

ای بینوا که فقر تو تنها گناه تست

در گوشه‌ای بمیر که این راه راه تست

این گونه گداخته جز داغ ننگ نیست

وین رخت پاره دشمن حال تباه تست

5/5 - (9 امتیاز)

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x