دانستنی ها

شعر امام زمان + اشعار با موضوع حضرت مهدی (عج)، انتظار و ظهور

مجموعه شعر در مورد امام زمان حضرت ولی عصر (عج) را برای شما عزیزان گرداوری کرده ایم. اشعار با موضوع حضرت مهدی (عج) را در ادامه مطالعه کنید و برای تبریک نیمه شعبان از آنها بهره ببرید.

شاعران و دوستداران حضرت مهدی، امام زمان، اشعار زیبا با مضامین عاشقانه در وصف انتظار ظهور آن حضرت سروده‌اند که بسیار روحانی، عرفان و زیبا هستند. در ادامه این اشعار ناب امام زمان را مطالعه کنید.

محمد بن حسن(عج) (متولد ۲۵۵ق)، شناخته‌شده با عناوینی از جمله امام مهدی، امام زمان و حجت بن الحسن، دوازدهمین و آخرین امام شیعیان امامی است که دوره امامتش پس از وفات امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ قمری آغاز شد و تا پس از ظهور او در آخرالزمان ادامه خواهد داشت. به‌باور شیعیان، او همان مهدی موعود است که پس از دوره طولانی غیبت، ظهور خواهد کرد.

شعر امام زمان + مجموعه اشعار حضرت مهدی (عج)

چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا

دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا

+++

قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد

نرگس مست کجا همدمی خار کجا

+++

سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

+++

منتی بود نهادی که خریدی ما را

رو سیه برده کجا میل خریدار کجا

+++

هر کسی را که پسندی بشود خادم تو

خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا

+++

کاش در نافله‌ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا عبد گنه‌کار کجا

+++

مهر من گر که فتد در دل تو می‌فهمم

شهد دیدار کجا دوریِ از یار کجا

+++

به خدا چون دل زهرا نگران است دلم

یک شه تشنه لب و لشگر بسیار کجا

+++

کاش زینب نرسد کوفه بدون تو حسین

زینب خسته کجا کوچه و بازار کجا

+++

یاد گیسوی رقیه جگرم می‌سوزد

دست عباس کجا پنجه اغیار کجا

****************

قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمت

حتی به قدر نیم نگاهی ببینمت

+++

تکلیف بی‌قراری این دل چه می‌شود؟!

اصلاً شما اگر که نخواهی ببینمت…

+++

ای کاش یک سه شنبه شبی قسمتم شود

در راه جمکران سر راهی ببینمت

+++

یا که محرمی شود و بین کوچه‌ای

در حال کار نصب سیاهی ببینمت

+++

آقا خدا نیاورد آن روز را که من

سرگرم می‌شوم به گناهی ببینمت

+++

با این دل سیاه و تباهم چه دل‌خوشم

بر این خیال کهنه واهی، ببینمت!

+++

دارم یقین که روز وصال تو می‌رسد

ذکر لبم شده که الهی ببینمت

****************

اشعار حضرت مهدی (عج)

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی

دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی

+++

چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو

بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی

+++

نامد گه آن آخر کز پرده برون آیی

آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی

+++

در آرزوی رویت ای آرزوی جانم

دل نوحه‌کنان تا چند، جان نعره‌زنان تا کی

+++

بشکن به سر زلفت این بند گران از دل

بر پای دل مسکین این بند گران تا کی

+++

دل بردن مشتاقان از غیرت خود تا چند

خون خوردن و خاموشی زین دلشدگان تا کی

+++

گر طالب دلداری از کون و مکان بگذر

هست او ز مکان برتر از کون و مکان تا کی

+++

گر عاشق دلداری ور سوخته یاری

بی ‌نام ‌و نشان می رو زین نام و نشان تا کی

+++

گفتی به امید تو بارت بکشم از جان

پس بارکش ار مردی این بانگ و فغان تا کی

+++

عطار همی بیند کز بار غم عشقش

عمر ابدی یابد عمر گذران تا کی

****************

مه مبارک در ابر آرمیده بیا

امید آخر دل‌های داغ‌دیده بیا

+++

قسم به مهر رخت کشته تیرگی ما را

بیا تو ای شب اندوه را سپیده بیا

+++

به طول غیبت و اشک مدام و سوز دلت

که جان شیعه ز هجران به لب رسیده بیا

+++

ز پشت در بشنو ناله‌های فاطمه را

به سوز سینه آن مادر شهیده بیا

+++

عزیز فاطمه جدت حسین در یم خون

تو را صدا زند از خنجر بریده بیا

+++

به مادری که لبش از عطش زده تب‌خال

به شیرخواره انگشت خود مکیده بیا

+++

به آن لبی که بر آن چوب می‌زدند به طشت

به خواهری که گریبان خود دریده بیا

+++

کند تلاوت قرآن سر حسین به نی

ببین چه گونه ز لب‌هایش خون چکیده بیا

+++

به آن سری که به دیدار دخترش آمد

به کودکی که به ویرانه آرمیده بیا

+++

به لاله‌های به خاک اوفتاده از دم تیغ

به غنچه‌ای که شد از ضرب تیر چیده بیا

+++

به بانگ یا ابتای علی به قلزم خون

به ناله‌ای که حسین از جگر کشیده بیا

+++

بود به سینه «میثم» هزار درد نهان

گواه آن همه غم‌های ناشنیده بیا

****************

شعر زیبای حضرت مهدی

 

من گریه می‌کنم که تماشا کنی مرا

مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا

+++

حجت قبول دلبر احرام بسته‌ام

ای کاش در دعای خودت جا کنی مرا

+++

با گریه کردن این دل من زنده می‌شود

دل‌مرده آمدم که تو احیا کنی مرا

+++

اسباب زحمتِ تو شده این گدا، ولی

هرگز مباد از سر خود وا کنی مرا

+++

ای کاش امشبی که تو راهی مشعری

همراه خویش راهی صحرا کنی مرا

+++

تو سفره‌دار گریه ماه محرمی

چشمی پر اشک می‌شود اعطا کنی مرا؟

+++

آقا قسم به چادر خاکی مادرت

خواهم شریک گریه زهرا کنی مرا

+++

آیا شود که مثل شهیدان دم وصال

با روی غرق خون شده زیبا کنی مرا

+++

بیت‌الحرام سینه‌زنان خاک کربلاست

دارم امید محرم آنجا کنی مرا

+++

همراه خویش زائر شش گوشه‌ام کنی

مسند نشین عرش معلا کنی مرا

+++

ای روضه‌خوان تنگ غروب منا بیا

پرچم به دوش ماتم کرب و بلا بیا

+++

حاجی فاطمه شده صحرانشین خدا

صاحب حرم دگر بشود از حرم جدا

****************

حرفی که دارم با شما گفتن ندارد

این حرف‌های بی‌صدا گفتن ندارد

+++

این دردها درمان ندارد غیر وصلت

این غصه بی‌انتها گفتن ندارد

+++

چشم گنه‌کار من و دیدار رویت

دردی که باشد بی‌دوا گفتن ندارد

+++

هر بار توبه کردم و هر بار … بگذر

این ماجرای توبه‌ها گفتن ندارد

+++

آقا اگر کاری برایت کرده باشم

باشم اگر بی‌ادعا، گفتن ندارد

+++

هر صبح و شب گریان غم‌هایت نبودیم

حال دل این بی‌وفا گفتن ندارد

+++

آقا خودت یک کربلا روزی من کن

اصلاً فراق کربلا گفتن ندارد

****************

اشعار امام زمان امام دوازدهم

 

این جشن‌ها برای من آقا نمی‌شود

شب با چراغ عاریه فردا نمی‌شود

+++

خورشیدی و نگاه مرا می‌کنی سفید

می‌خواستم ببینمت اما نمی‌شود

+++

شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا

وقتی که کور شد گرهی وا نمی‌شود

+++

یوسف! به شهر بی‌هنران وجه خویش را

عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی‌شود

+++

اینجا همه من‌اند، من بی‌خیال تو

اینجا کسی برای شما ما نمی‌شود

+++

آقا جسارت است ولی زودتر بیا

این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

+++

تا چند فرسخی خودم ایستاده‌ام

تا مرز یأس تا به عدم تا نمی‌شود

+++

می‌پرسم از خودم غزلی گفته‌ای ولی

با این همه ردیف، چرا با نمی‌شود؟!

****************

عشق از سرای این دل من پا نمی‌شود

مجنون دلش به جز سوی لیلا نمی‌شود

+++

بالای تخت یوسف کنعان نوشته‌اند

هر یوسفی که یوسف زهرا نمی‌شود

+++

این زندگی بدون تو تلخ است و بی‌ثمر

بی روی یار آب گوارا نمی‌شود

+++

سایه کجا و دیدن تشریف آفتاب

می‌خواستم ببینمت اما نمی‌شود

+++

دق مرگ کرد بسکه مرا خواند بر خودم

آیینه از کنار دلم پا نمی‌شود

+++

تعجیل کن وگرنه که از دست می‌روم

این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

+++

هرگز مکن سؤال چرا ما نرفته‌ایم

هر قطره‌ای که فانی دریا نمی‌شود

+++

بر من مگیر خرده که درد فراق دوست

جز با نگاه دوست مداوا نمی‌شود

****************

شعر امام زمان

 

خورشید رخ مپوشان در ابر زلف، یارا

چون شب سیه مگردان روز سپید ما را

+++

ما را ز تاب زلفت افتاد عقده بر دل

بر زلف خم به خم زن دست گره‌گشا را

+++

فخر جهانیان شد ننگ صنم پرستی

جانا ز پرده بنمای روی خدا نما را

+++

ای آشکار پنهان برقع ز رخ برافکن

تا جلوه‌ات ببینم پنهان و آشکارا

+++

بی جلوه‌ات ندارد ارض و سما فروغی

ای آفتاب تابان هم ارض و هم سما را

+++

بازآ که از قیامت برپا شود قیامت

تا نیک و بد ببیند در فعل خود جزا را

+++

ای پرده‌دار عالم در پرده چند مانی

آخر ز پرده بنگر یاران آشنا را

+++

بازآ که بی‌وجودت عالم سکون ندارد

هجر تو در تزلزل افکند ماسوی را

+++

حاجت به توست ما را ای حجت الهی

آری به سوی سلطان حاجت بود گدا را

+++

عمری گذشت و ماندیم از ذکر دوست غافل

از کف به هیچ دادیم سرمایه بقا را

+++

ما را فکنده غفلت در بستر هلاکت

درمان کن ای مسیحا این درد بی‌دوا را

+++

ای پرده‌دار عالم در پرده چند پنهان

بازآ و روشنی‌بخش دل‌های باصفا را

****************

سلام ای ماه مهجور زمستان‌های ابرآلود!

چرا دیگر نمی‌تابد سرودت از محاق رود

+++

مگر روح اساطیر کهن باران بباراند

به روی سرزمین‌های اسیر حلقه‌های دود

+++

به روی بام‌ها آیینه‌ها گرم تماشایند

افق‌های تباهی را برآ ای طلعت موعود

+++

نفیر کوزه‌های تشنه اعصار می‌گوید

که عشق این ماه سرگردان زمانی این حوالی بود

+++

تو را با خوشه پروین همیشه جستجو کردم

از آن روزی که از پردیس جاویدان شدم مطرود

+++

دلم را این پرستوی غریب آشیان بر دوش

بهار خاطراتت خوانده تا آفاق نامحدود

+++

الا ای ماه مهجور زمستان‌های ابرآلود!

تو را تا کهکشان زخم موزونی دگر بدرود

****************

اشعار تبریک نیمه شعبان + مجموعه ویژه روز ولادت امام زمان…

 

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

+++

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند

کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

+++

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

+++

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی

به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

+++

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

+++

دریغ قافله عمر کان چنان رفتند

که گردشان به هوای دیار ما نرسد

+++

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش

که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

+++

چنان بِزی که اگر خاک ره شوی کس را

غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

+++

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او

به سمع پادشه کامگار ما نرسد

****************

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم

«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

+++

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب

موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

+++

دجله هر شب هزار و یک قصه از نیستان سامرا دارد

مثل ما که هزار و یک سال است زائر غصه‌های سردابیم

+++

بی‌ تو یک روز خوش نبود و نرفت آب خوش از گلویمان پایین

یا سرابیم بی تو در پوچی یا که در خواب خویش مردابیم

+++

کی بتابی تو یک شب بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟

و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

+++

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد

ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

+++

آمدی بغض کوچه‌ها وا شد، اشک‌ها قطره قطره دریا شد

با شما هر جزیره خضراء شد، در بهارت چه سبز و شادابیم

****************

وقت است که از چهره خود پرده‌گشایی

«تا با تو بگویم غم شب‌های جدایی»

+++

اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران

«چون عودم و از سوختنم نیست رهایی»

+++

«من در قفس بال و پر خویش اسیرم»

ای کاش تو یک‌بار به بالین من آیی

+++

در بنده نوازی و بزرگی تو شک نیست

من خوب نیاموختم آداب گدایی

+++

عمری ست که ما منتظر آمدنت، نه

تو منتظر لحظه برگشتن مایی

+++

می‌خواستم از ماتم دل با تو بگویم

از یاد رود ماتم و دل چون تو بیایی

+++

امشب شده‌ای زائر آن تربت پنهان؟

یا زائر دل‌سوخته کرب و بلایی

+++

ای پرسش بی‌پاسخ هر جمعه عشاق

آقا تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟

****************

اشعار عاشقانه برای حضرت مهدی (عج)

 

شدم بر صورتی عاشق که بر مه می‌کند غوغا

چه صورت؟ صورت دلبر، چه دلبر؟ دلبر زیبا

+++

اگر رویش نمی‌بینم دو چشمم چشمه‌ای گردد

چه چشمه؟ چشمه لؤلؤ، چه لؤلؤ؟ لؤلؤی لالا

+++

اگر در باغ بخرامد دو صد غلغل برانگیزد

چه غلغل؟ غلغل بلبل، چه بلبل؟ بلبل شیدا

+++

خیالی را که می‌دارم غمم را همدمی باشد

چه همدم؟ همدم محرم، چه محرم؟ محرم دل‌ها

+++

نگار من به صد خوبی دو زلفش نکهتی دارد

چه نکهت؟ نکهت عنبر، چه عنبر؟ عنبر سارا

+++

مرا از بهر جانانی نظامی شربتی باید

چه شربت؟ شربت قاتل، چه قاتل؟ قاتل جان‌ها

****************

من را نمی‌شناخت کسی اینجا، گم نامم و به نام تو می‌نازم

شادم که مثل عده معدودی، شعری برای نام نمی‌سازم

+++

شعرم برای توست شعاری نیست، کشتی برای موج‌سواری نیست

باور مکن که دل به زمین دادم، وقتی تویی بهانه پروازم

+++

هر جا که نام نامی تو آنجاست، قلبم بهانه غزلی دارد

این سوز ریشه‌ای ازلی دارد، پس با غم عزیز تو دمسازم

+++

شعرم اگر چه هیچ نمی‌ارزد، سوزانده است نام و نشانم را

می‌سوزم و به هیزم ابیاتم، بیتی به عشق شعله می‌اندازم

+++

یا صاحب‌الزمان و زمین موعود، دانای هرکه آمد و هر چه بود

گم نامم و تویی تو که می‌دانی، تنها به نام سبز تو می‌نازم

****************

مرا گویی که چونی؟ چونم ای دوست

جگر پر درد و دل پر خونم ای دوست

+++

حدیث عاشقی بر من رها کن

تو لیلی شو که من مجنونم ای دوست

+++

به فریادم ز تو، هر روز، فریاد

از این فریاد روز افزونم ای دوست

+++

شنیدم عاشقان را می‌نوازی

مگر من زان میان بیرونم ای دوست؟

+++

تو گفتی: گر بیفتی گیرمت دست

از این افتاده‌تر کا کنونم ای دوست؟

+++

غزل‌های نظامی بر تو خواندم

نگیرد در تو هیچ افسونم ای دوست

****************

‏وقتی نفس گرفته، دلم در هوایتان

‏یعنی منم که زنده‌ام از اشک‌هایتان

+++

‏داوود من! دوباره بخوان تا که عالمی

‏ایمان بیاورد به طنینِ صدایتان

+++

‏از این همه سحر که گذشته است می‌شود

‏یک شب نصیب این دل من هم دعایتان

+++

‏این اشتراک چشم من و چشم خیستان

‏من گریه‌ام به کشته کربلایتان

+++

آقا اجازه می‌دهید هر وقت آمدید

‏نقاشیم کنند مرا زیر پایتان؟

+++

یک روز عاشقانه تو از راه می‌رسی

‏آن روز واجب است بمیرم برایتان

****************

یا رب ز غمش تا چند اشکم ز بصر آید

بنشسته سر راهش، شاید ز سفر آید

+++

تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش

کوکب شِمُرم هر شب، شاید که سحر آید

+++

هر دم که رخش بینم خواهم دگرش دیدن

بازش نگرم شاید یک بار دگر آید

+++

از دیده نهان اما اندر دل من جایش

او را طلبم هر شب شاید که ز در آید

+++

با کس نتوانم گفت من راز درون خویش

کز درد غم هجرش دل را چه به سر آید

+++

می‌سوزم و می‌سازم از درد فراق اما

تیر غم او بر دل افزون ز شمَر آید

+++

«حیران» به فغان تا کی با محنت و غم همدم

یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید

****************

من گریه می‌ریزم به پای جاده‌ات تا

آیینه کاری کرده باشم مقدمت را

+++

اول ضمیر غائب مفرد کجائی؟

ای پاسخ آدینه‌های پر معما

+++

بی تو سرودیم آنچه باید می‌سرودیم

یعنی در آوردیم بابای غزل را

+++

حتمی بی‌چون و چرای سبز برگرد …

راحت شویم از دست اما و اگرها

+++

آب و هوای خیمه سبزت چگونه است؟

اینجا گهی سرد است و گاهی نیست گرما

+++

بهر ظهور امروز هم روز بدی نیست

ای تک‌سوار جاده‌های رو به فردا

+++

آقا، صدای پای سبز مرکب توست

تنها جواب این همه «می‌آید آیا؟»

+++

یک جمعه می‌بینید نگاه شرقی من

خورشید پیدا می‌شود از غروب دنیا

+++

آقا نماز جمعه این هفته با تو

پای برهنه آمدن تا کوفه با ما

****************

خواستم نزدیک‌تر باشم به آقایم نشد

تا بگیرم دامن لطف تو مولایم نشد

+++

خواستم از معصیت دوری کنم، آدم شوم

بندها را وا کنم از دست و پاهایم نشد

+++

ندبه‌های جمعه را هی خواب می‌مانم ببخش

سر به زیرم که میان روضه پیدایم نشد

+++

ظاهراً ذکر تو را می‌گویم اما باطناً

در میان عاشقانت باز هم جایم نشد

+++

راه دیدار تو این بار از حرم شد باز، حیف

خواستم تا محضر تو با سرم آیم نشد

+++

گفتمت یک بار در خوابم بیا، جانِ حسن

سر به خاک مقدمت ای یار می‌سایم، نشد

+++

دائماً می‌چرخم آقا جان به دور معصیت

از دو چشم خیس تو هر بار، پروایم نشد

+++

کربلایم دیر شد، دارم خجالت می‌کشم

آه آقا جان بگو که وقت امضایم نشد؟

****************

فانی‌ام، آغاز و پایانی ندارم جز خودت

محیی الاموات من، جانی ندارم جز خودت

+++

سال‌ها محتاج نانم از تنور خانه‌ات

از کسی در سفره‌ام نانی ندارم جز خودت

+++

باز هم دارم غزل‌ها را بهانه می‌کنم

قصدی از شعر و غزل خوانی ندارم جز خودت

+++

هر کسی که دل به او بستم دلم را زد شکست

با دل ویرانه خواهانی ندارم جز خودت

+++

یک زمانی هم اگر حرفی ز آبادی شود

در خراب آبادِ دل، بانی ندارم جز خودت

+++

چاره‌ای کن، غفلتم از تو جدایم کرده است

چاره‌ای هنگام حیرانی ندارم جز خودت

+++

می‌نشینی پیش چشمم باز انکارت کنند؟!

مثل یعقوبم که برهانی ندارم جز خودت

+++

پاره کردم این گریبان را بدانی عاشقم

بهرِ کَس پاره گریبانی ندارم جز خودت

+++

در پشیمانی، پشیمان از پشیمانی شدم

راه‌حل از این پشیمانی ندارم جز خودت

+++

بین خلوتگاه قبرم شک ندارم آخرش

فاتحه خوانی و مهمانی ندارم جز خودت

+++

در قیامت هم بهشت من تویی یابن‌الحسن

خوب می‌دانی که رضوانی ندارم جز خودت

+++

آرزویم کربلا رفتن به همراه شما است

هم‌سفر تا کوی جانانی ندارم جز خودت

****************

نگاه رحمتت بر ماست، می‌دانم که می‌آیی

ز اشک دوستان پیداست، می‌دانم که می‌آیی

+++

گذشته چارده قرن و هنوز ای یوسف زهرا

تو تنها و علی تنهاست می‌دانم که می‌آیی

+++

به گوش شیعه از پشتِ در آتش زده گویی

صدای ناله زهراست می‌دانم که می‌آیی

+++

به یاد کربلا، کرب و بلا شد عالم امکان

زمان، هر روز عاشوراست، می‌دانم که می‌آیی

+++

هنوز آیات قرآن از لب جدت به نوک نی

به گوش زینب کبراست، می‌دانم که می‌آیی

+++

به یاد آب آب تشنگان، چشم محبانت

ز اشک و خون دل دریاست، می‌دانم که می‌آیی

+++

هنوز آن زخم پیکانی که بر چشم عمویت خورد

به چشم خون فشان ماست می‌دانم که می‌آیی

+++

تماشای خیالی سر اصغر به نوک نی

شرار آتش دل‌هاست می‌دانم که می‌آیی

+++

به خون پاک مظلومان عالم می‌خورم سوگند

که مهدی مصلح دنیاست می‌دانم که می‌آیی

+++

اگر چه غایبی «میثم» به چشم خویش می‌بیند

لوای دولتت برپاست می‌دانم که می‌آیی

****************

از میان اشک‌ها خندیده می‌آید کسی

خواب بیداری ما را دیده می‌آید کسی

+++

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب

از گلوی بیشه خشکیده می‌آید کسی

+++

مثل عطر تازه تک جنگل باران زده

در سلام بادها پیچیده می‌آید کسی

+++

کهکشانی از پرستو در پناهش پرفشان

آسمان در آسمان کوچیده می‌آید کسی

+++

خواب دیدم، خواب دیده در خیالی دیده‌اند

از شب ما روز را پرسیده می‌آید کسی

****************

ای بهترین بهانه خلقت ظهور کن

صحن نگاه چشم مرا پر ز نور کن

+++

چشمم به راه ماند بیا و شبی از این

پس‌کوچه‌های خاکی قلبم عبور کن

+++

آقا بیا و با قدمی گرم و مهربان

قلب خراب و سرد مرا گرم شور کن

+++

آقا بیا و روضه بخوان، زینب (س) و شام

با اشک روضه قلب مرا هم بلور کن

+++

آقا بیا و روضه بخوان روضه عطش

یادی ز مشک پاره و اشک و تنور کن

+++

آقا بیا و روضه بخوان فاطمیه را

سرداب خشک چشم مرا هم نمور کن

+++

صبر و قرار رفته ز دل‌های عاشقان

با دست عشق آتش دل را صبور کن

+++

راه نفس نمانده بیا ای گل امید

آقا بیا و رنج و بلا را تو دور کن

+++

دجال‌های دشمن دین جلوه کرده‌اند

چشمان فتنه‌های زمان را تو کور کن

****************

دیدن روی شما کاش میسر می‌شد

شام هجران شما کاش که آخر می‌شد

+++

بین ما فاصله‌ها فاصله انداخته‌اند

کاش این فاصله با آمدنت سر می‌شد

+++

شهر ما بوی خدا داشت، دوباره ای کاش

با ظهورت نفس شهر معطر می‌شد

+++

پاک می‌شد دل تاریک به لطفت ای کاش

مالک خانه دل ساقی کوثر می‌شد

+++

طاقتم طاق شد از دوری دلگیر شما

جمعه آمدنت کاش مقدر می‌شد

+++

صبح و شب اهل دلی زمزمه می‌کرد ای کاش

پسری منتقم سینه مادر می‌شد

+++

کاش می‌شد حرم از دست تو سیراب شود

دست تو یاور عباس دلاور می‌شد

****************

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا

+++
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا

+++
پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

+++
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا

+++
حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم
حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا

+++
من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا

+++
آقا برای تو نه ! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا

+++
من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا

+++
این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا

*علی اکبر لطیفیان*

****************

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

+++

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

+++

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

+++

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

+++

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

+++

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

+++

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

+++

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

+++

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

+++

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

+++

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

+++

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

+++

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

+++

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم

امتیاز دهید

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x