سینما

31 تا از بهترین فیلم‌ های کمیک بوکی در تمام دوران که باید تماشا کرد

بهترین فیلم‌ های کمیک بوکی: مدت‌هاست که کمیک و طنز، به‌عنوان عنصری جدا نشدنی در ادبیات عامه‌پسند شناخته می‌شود. ابرقهرمانان و شخصیت‌های بسیاری، باوجود ضعیف خوانده شدن و انتقاد از جانب برخی افراد، زندگی میلیون‌ها نفر را از طریق دنیای رنگارنگ خود تحت تأثیر قرار داده‌اند. این پروسه برای ژانر کمیک مثل سفری طولانی و مسیر موفقیت آن در سینما نیز راهی پر چالش بوده است. همه ما شاهد “سوپرمن” ( Superman) اثر ریچارد دانر” (Richard Donner) بودیم که در سال ۱۹۷۸ به جهانیان ثابت کرد این ژانر ابرقهرمانی و لایو اکشن، طرفداران بسیاری دارد و سپس “تیم برتون” (Tim Burton) دوباره در سال ۱۹۸۹ با اثر موفقیت ‌آمیز خود به نام “بتمن “(Batman) به این نظریه قوت بخشید. اما ناگفته نماند، تمامی دستاوردهای ژانر کمیک در صنعت سینما تا به اینجا، پس از انتشار فیلم منفور “بتمن و رابین” (Batman and Robin) در سال ۱۹۹۷، کاملاً از بین رفت.

آنچه در این مقاله می‌خوانید

بهترین فیلم‌ های کمیک بوکی در طول تاریخ

با ظهور آثاری مثل “تیغه” (Blade) و “مردان ایکس” (X-Men) و پس ‌از آن “مرد عنکبوتی” (Spider-Man) اثر “سم ریمی” (Sam Raimi) در سال ۲۰۰۲ و “بتمن آغاز می‌کند” (Batman Begins) اثر “کریستوفر نولان” (Christopher Nolan) در سال ۲۰۰۵، کتاب‌های کمیک جایگاه خود را در میان پرفروش‌ترین فرنچایزهای فیلم باز پس گرفتند. در سال ۲۰۰۸، فیلم کوتاهی به نام “مرد آهنی” (Iron Man) منجر به تغییر آینده سینمایی قابل پیش‌بینی در این زمینه شد. اثر کلاسیک و ابرقهرمانی طرفدار پسند “جان فاورو” (Jon Favreau) سود قابل ‌توجهی کرد و همچنین مارول استودیوز مورد تحسین منتقدان قرار گرفت که امروزه نیز دنیای سینمایی مارول همچنان از محبوبیت فوق‌العاده خود برخوردار است. چه طرفدارشان باشید چه نباشید، این ژانرها در حال رشد در دنیای سینمایی هستند و البته از نظر منتقدان از لحاظ مفید و مضر بودن مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرند.

اگرچه هر دو طرف حرف‌هایی برای گفتن دارند اما نمی‌توان تأثیر قابل‌ توجه فیلم‌های کمیک بر فرهنگ عامه را انکار کرد. فیلم‌هایی که جزو لذت‌بخش‌ترین آثار عرضه‌شده‌اند. به همین دلیل لیست بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک لیست بلند بالایی است. بلاک‌باسترهای پرهزینه نیز تنها قسمتی از ماجرا هستند، چرا که بسیاری از بزرگ‌ترین مشارکت‌های این ژانر در حاشیه‌ی DC و مارول انجام‌شده است. با توجه به هیاهوی اخیر پیرامون “مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست” (Spider-Man: No Way Home) و همچنین “بتمن” ساخته “مت ریوز” (Matt Reeves)، به نظر می‌رسد بهترین زمان برای استقبال از این ژانر فرا رسیده است. پس بدون هیچ مقدمه‌ای، با ما باشید تا ۳۰ مورد از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک که تاکنون ساخته ‌شده‌اند را بررسی کنیم. اکسیژن را همراهی کنید.

۳۱. بتمن آغاز می‌کند – BATMAN BEGINS – ۲۰۰۵

با دور شدن از آشفتگی فیلم‌های بتمن “جوئل شوماخر” ( Joel Schumacher) و با بررسی اثر “سه‌گانه شوالیه تاریکی” ( Dark Knight Trilogy) می‌بینیم که “کریستوفر نولان”، شخصیت اصلی را به سمت و سویی تاریک‌تر و ژانر را به مراحل جدید و ناشناخته‌ای کشانده است. نولان با جدی گرفتن اساطیر و افسانه‌های بتمن، با رویکردی کاملاً واقع ‌گرایانه، جنگجوی نقاب‌دار را از گذشته خود نجات می‌دهد و به بازگویی و نمایش داستان اصلی قهرمان می‌پردازد. “کریستین بیل” (Christian Bale) با بازی درخشانش که به ‌راحتی هر سه شخصیت را به تصویر می‌کشد، ثابت کرد که بهترین انتخاب برای نقش اصلی است.

از جذابیت شخصیت عمومی بروس وین گرفته تا شخصیت واقعی‌اش و جانوری که هنگام سپیده‌دم به رخش می‌کشد، “بیل” تمام جنبه‌های اجرا را حیرت‌انگیز ساخته و به ‌مرور زمان رشد می‌کند. نقش‌آفرینی‌های”گری اولدمن” (Gary Oldman)، “مورگان فریمن” ( Morgan Freeman) و “مایکل کین” ( Michael Caine) از همان ابتدا جذاب بودند و تلاش‌های شرورانه “کیلین مورفی” (Cillian Murphy) و “لیام نیسون” ( Liam Neeson) بی‌فایده بی‌نظر می‌رسد. “کریستوفر نولان” با ارائه “بتمن آغاز می‌کند” (BATMAN BEGINS) به‌عنوان فیلمی با منشأ ابرقهرمانی که همچنان جزو بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک به شمار می‌آید و راه را برای ورود به ژانرهای بی‌شماری در این فرآیند هموار می‌کند، شروعی هیجان‌انگیز برای یکی از بهترین مجموعه‌های تاریخ سینما را رقم‌ زده است.

۳۰. پسر جهنمی – HELLBOY – ۲۰۰۴

“پسر جهنمی” ( HELLBOY) به‌عنوان اثر محبوب “مایک میگنولا” (Mike Mignola) مدت‌هاست که به دلیل اصالت و قهرمان دوست‌داشتنی آن در ژانر کمیک برجسته بوده است. “پسر جهنمی” توسط رژیم نازی به زمین احضار شد تا در طول جنگ جهانی دوم به مبارزه بپردازد، اما در عوض تصمیم گرفت از توانایی‌های ماوراء طبیعی خود برای محافظت از مردم زمین استفاده کند. پیام این است که هرگز نباید چیزی را از روی ظاهر قضاوت کرد؛ و چه کسی بهتر از “گیرمو دل تورو” (Guillermo Del Toro) برای پیش بردن چنین اقتباسی؟

اثر این کارگردان تحسین‌ شده از یک فانتزی تاریک و ترسناک به ‌گونه‌ای طراحی‌شده است که به کمیک “میگنولا “جان تازه‌ای ببخشد و در حالی ‌که با طنز و اکشن، همه ‌چیز را سرگرم‌ک ننده نگه می‌دارد، با لحن‌های تیره‌تر از فیلم‌های معمولی ابرقهرمانی داستان را پیش برد. این فیلم که با بازی خارق‌العاده “ران پرلمن”( Ron Pearlman) در نقش بیگ رد و همچنین با حضور یک گروه مکمل فوق‌العاده که با چند طراحی گریم فوق‌العاده زنده شده رهبری می‌شود که آن را به فیلم فوق‌العاده‌ای تبدیل کرده است. ممکن است قدرت ماندگار یک نیروی جریان اصلی را نداشته باشد، اما “دل تورو” و اشتیاق سایرین به قهرمان غیرمتعارف در صفحه ‌نمایش باعث شده تا چیزی خاص و متمایز را در یک ژانر به‌ تدریج اشباع ‌شده بسازند.

۲۹. نگهبانان – WATCHMEN – ۲۰۰۹

فیلمی که بر اساس متن تحسین ‌برانگیز “آلن مور” ( Alan Moore) به افسانه‌ای فوق‌العاده توسط “زک اسنایدر” ( Zack Snyder) تبدیل شد اما این روزها کمی نادیده گرفته‌شده است. “نگهبانان” ( WATCHMEN) در مورد گروهی از مراقبان غیرقانونی است که از ترس اینکه ممکن است نفر بعدی باشند در حال تحقیق درباره قتل یکی از افراد خودشان هستند. آن‌هم در یک دوره تاریخی که در آن ابرقهرمانان واقعی مشغول کمک به ایالات ‌متحده در رویدادهای مهم جهان هستند. وجود ابرقهرمانان در این اثر، ممکن است آن را غیرواقعی به نظر برساند اما جذابیت خاص خودش را دارد.

فیلم‌های “زک اسنایدر” بیشتر سلیقه‌ای هستند و لحن دردناک و حس واقعی داستان با وجود درهم ‌پیچیدگی فیلم‌نامه هرگز از بین نمی‌رود. “اسنایدر” با کمک فیلم‌ب رداری واضح و به‌ یادماندنی و استفاده خاص از رنگ‌های خیره‌کننده، علاوه بر استفاده از بازیگرانی که خیلی در مرکز توجه نبودند، این اقتباس را به یکی از خیره‌کننده‌ترین آثار بصری در این ژانر تبدیل می‌کند که از برجسته‌ترین آن‌ها می‌توان به بازی پرشور “جکی ارل هیلی”( Jackie Earle Haley) در نقش رورشاخ، جنگجوی بی چهره اشاره کرد. با همه این تفاسیر، منظور ما این نیست که همه‌چیز در این فیلم تکمیل و بی‌نظیر است اما کمتر فیلمی را مشابه آن می‌توانید پیدا کنید.

۲۸. بتمن: نقاب شبح – MASK OF THE PHANTASM – ۱۹۹۳

از بین تمام انیمیشن‌های بتمن که در چند دهه گذشته اکران شده‌اند، هیچ‌ کدام تأثیرگذارتر از “بتمن: نقاب شبح” ( MASK OF THE PHANTASM) نبوده‌اند. از تیم نمایش تلویزیونی موفق دهه ۹۰ به نام “بتمن: سری انیمیشن” ( Batman: The Animated Series)، “بروس وین” (Bruce Wayne) را به‌ عنوان یک قاتل مرموز که شروع به محو کردن عالم اموات جنایتکار گاتهام می‌کند، گزینه خوبی دیدند. این انیمیشن در مورد سرباز جنگ صلیبی­ای است که مجبور به عبور از میان اتهامات سنگین قتل و در عین‌ حال حفظ تعادل در رابطه عاشقانه اخیر خود است. این فیلم را می‌توان یکی از بالغ‌ترین و صادقانه‌ترین فیلم‌هایی که تا به‌ حال به نمایش درآمده است دانست که با تمرکز بر روانشناسی بتمن و فداکاری‌های او برای شهری که از او حمایت نمی‌کند پیش می‌رود.

این فیلم که یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است، را می‌توان فیلمی در ژانر دارک دانست. در حالی ‌که فیلم پر از جملات زیبا و مخصوص کارتون‌های ابرقهرمانی کودکانه است، سرشار از تصاویر وهم‌آور نیز هست. رویه رمزآلود داستان جالب است و جو داستان هر زمان که شبح مخفیانه روی پرده نمایش داده می‌شود پر از یاس و دلهره می‌شود. این درواقع یک تمدید طولانی ‌مدت از یک برنامه تلویزیونی شناخته ‌شده و دوست ‌داشتنی است که به‌راحتی و با ارائه داستان اصلی با کمک “کوین کانروی” ( Kevin Conroy) و “مارک همیل” (Mark Hamill) در نقش صداپیشگان، موفق به ‌پیش بردن اثر می‌شود.

۲۷. برایت برن- BRIGHTBURN – ۲۰۱۹

سال ۲۰۱۹ دوران درخشش فیلم‌های کتاب‌های کمیک و ژانر ترسناک بود، چراکه هرکدام در نوع خود بی‌نظیر بودند. از طرفی هم فیلم ” برایت برن “(BRIGHTBURN) از تلفیق این دو ژانر ساخته شد که در آن پسری جوان با قدرت‌های ماورائی را درون یک ماجرای ترسناک می‌اندازد. شخصیت براندون بریر که در کودکی در داخل یک سفینه فضایی مبهم بر روی زمین فرود می‌آید، در دوازدهمین سالگرد تولدش متوجه می‌شود که قدرت‌هایی ماوراء طبیعی دارد و به قول خودش به زمین فرستاده‌شده است تا جهان را از آن خود کند. نگاه هوشمندانه و متفاوت “دیوید یارووسکی”( David Yarovesky) باعث ایجاد روندی نو در داستان‌های ابرقهرمانی سوپرمن و کابوس‌های دوران نوجوانی است که سفری پرخطر را به دنیای انسان‌ها رقم میزند.

این فیلم بدون در نظر گرفتن قدرت‌های ماورایی موجود، تمام هیجانات به‌عنوان یک فیلم ابرقهرمانی به‌قدر کفایت هیجان‌انگیز و از ابتدا تا انتها یک اثر شگفت‌انگیز و با محتواست که در آن شاهد فروپاشی خانواده‌ای در میان هرج‌ومرج و یک درام خانوادگی با دو بازی فوق‌العاده از” الیزابت بنکس”( Elizabeth Banks) و “دیوید دنمن”( David Denman) هستیم. این دقیقاً همان اصالتی است که ژانرهای مشابه می‌توانند از آن بهره‌مند شوند.

۲۶. شهر گناه – SIN CITY – ۲۰۰۵

چهار داستان وحشتناک در این فیلم نئو نوآر که توسط کارگردانان مشترک “رابرت رودریگز”( Robert Rodriguez) و “فرانک میلر”( Frank Miller) ساخته‌شده، درهم‌تنیده شده‌اند. شخصیت‌های نفرت‌انگیز و داستانی زیبا و مفرح، همان چیزی است که مخاطب می‌خواهد. “رودریگز” با کارگردانی کمیک الهام گرفته از نوآر، صحنه‌های گرافیکی فوق‌العاده و سبکی جسورانه و فراموش‌نشدنی، جانی به این دنیای شورش زده می‌بخشد. “شهر گناه”( SIN CITY) یک داستان شگفت‌انگیز سیاه‌وسفید است که با پرده‌های رنگی زنده که در فریم‌های خاص به بیرون درز می‌کند. هرگز فیلمی در ژانر دارک در این حد زیبا ظاهرنشده است و این‌همه گواهی بر تعهد پرزحمت “رابرت رودریگز” با نهایت تلاش و به زیبایی تعهد خود را در ترجمه آثار “میلر” بجا آورده است.

با داشتن یک گروه بازیگری پرستاره که شامل بازیگرانی مانند “بروس ویلیس”( Bruce Willis)، “میکی رورک”( Mickey Rourke)، “رزاریو داوسون”( Rosario Dawson)، “الیجا وود”( Elijah Wood) و حتی “راتگر هاوئر”( Rutger Hauer) می‌شود، نتیجه نمی‌تواند خوب از آب درنیاید. هر داستان در یک واحد منسجم از جنون احمقانه پیش می‌رود که درعین‌حال روایتی باشکوه و واقعی است و هرگز از مغز شما خارج نمی‌شود. این یک نمونه واقعاً عالی از فیلمی است که هدف مشخصی دارد و بی‌هیچ بهانه و توقفی به سمت آن می‌رود. نه اینکه تمام جنبه‌ها کامل و بی ایراد باشد، اما حتی بدترین لحظات آن نیز نمی‌تواند از جذابیت غیرقابل‌انکار آن بکاهد.

۲۵. پرندگان شکاری – BIRDS OF PREY – ۲۰۲۰

“پرندگان شکاری”( BIRDS OF PREY) اثر “کتی یان”(Cathy Yan) که به‌طور ناعادلانه‌ای توسط بسیاری افراد به‌عنوان پاسخ دی‌سی به “ددپول”(Deadpool) رد شده است، شامل بازی بی‌نظیر و بیش‌ازحد انتظار هارلی کوئین است. پس از جدایی دل‌خراش از جوکر، هارلی کوئین به‌تنهایی وارد فضای باز می‌شود و می‌فهمد که بسیاری از ساکنان مرگبار شهر گاتهام خواهان مرگ او هستند و او مجبور است با اعمال بد خود در گذشته مقابله کند. “مارگو رابی”( Margot Robbie) در نقش فوق‌العاده دیوانه‌وار هارلی، با حضور در نقشی منفی روی صفحه‌نمایش و کارگردانی دقیق‌تر، می‌درخشد و فیلم به بررسی پیچیدگی‌های درون شخصیتی‌اش می‌پردازد.

این فیلم واقعاً بهترین گزینه و بستر برای هارلی است. پر از خنده، اکشن‌های مهیج و تصاویری پرجنب‌وجوش که واقعاً آن را به هیجان‌انگیزترین فیلم در ژانر خودش تبدیل کرده است. متن فیلم بی‌دغدغه، بی‌پروا و بسیار مفرح است و کل بازیگران، از “یوان مک‌گرگور”(Ewan McGregor) تا “مری الیزابت وینستد”(Mary Elizabeth Winstead) و “رزی پرز”(Rosie Perez)، در تلاش برای ارائه مضمون فیلم هستند. همچنین، درخشش شخصیت‌هارلی کوئین از قوی‌ترین دستاوردهای این اثر است که نباید نادیده گرفته شود.

۲۴. مرد آهنی – IRON MAN – ۲۰۰۸

فیلمی که دنیای سینمایی مارول را جانی دوباره بخشید و به‌عنوان یکی از موفق‌ترین آثار آن شناخته می‌شود. استفاده از یک قهرمان از فهرست مارول به‌عنوان نقش اصلی ریسک بزرگی بود که هیچ‌کس در آن زمان فکرش را نمی‌کرد نتیجه بدهد. با نگاهی به گذشته، درمی‌یابیم که کتاب‌های کمیک به‌شدت به “مرد آهنی”(IRON MAN) مدیون‌اند و احتمالاً هرگز نمی‌توانند این دین را آن‌طور که باید ادا کنند، اما به‌خودی‌خود، فیلم “جان فاورو”( Jon Favreau) نیز به‌تنهایی اثر خوبی از آب درآمده است. “رابرت داونی جونیور”(Robert Downey Jr) نیز با ایفای نقش تونی استارک از بیش از یک دهه راکد بودن در دنیای سینمایی مارول، خود را نجات داد و عملاً با ایفای نقش در این فیلم، به یک سوپراستار تبدیل شد.

بازیگران نقش مکمل فوق‌العاده هستند و به شکل‌گیری داستانی ساده و درعین‌حال مؤثر کمک می‌کنند. تونی استارک با فروتنی و ازخودگذشتگی تصمیم می‌گیرد رفتار خود را به‌عنوان یک پلی‌بوی بی‌پروا پاک کند و برای کمک به دنیای اطرافش آماده می‌شود. این فیلم اثر سرگرم‌کننده، مفرح، جذاب و تقریباهمه‌چیزتمامی است که با استقبال بی‌نظیر تماشاگران مواجه شده است. زمانی که فیلم به پایان می‌رسد و گروه “بلک سبث”( Black Sabbath) در تیتراژ شروع به خواندن می‌کند، خاص بودن اثر بر همگان اثبات می‌شود.

۲۳. شکست‌ناپذیر – UNBREAKABLE – ۲۰۰۰

پیش از جریان اصلی فیلم‌های کتاب‌های کمیک که در حال حاضر هنوز درگیر آن هستیم، “شکست‌ناپذیر”( UNBREAKABLE) اثری از “ام. نایت شامالان”( M. Night Shyamalan) داستانی آرام و سرگرم‌کننده با منشأ ابرقهرمانی است. تریلر “حس ششم”( The Sixth Sense) تصمیم عجیبی بود که مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. علاقه”شامالان” به کمیک‌ و تصویرهای واقع‌گرایانه‌ای که این ژانر ارائه می‌دهد بدون شک یکی از بهترین‌هاست. پس از یک تصادف بسیار مرگبار قطار که تنها یک بازمانده به نام دیوید دان (بروس ویلیس) را بر جای می‌گذارد، او با آسیب‌ناپذیری باورنکردنی خود دست‌وپنجه نرم می‌کند، زیرا توطئه‌ای در میان است که او احتمالاً یک ابر انسان مخفی است.

او درحالی‌که تلاش می‌کند هدف خود را در زندگی بیابد، در حال کنار آمدن با توانایی‌های تازه کشف‌شده‌اش نیز هست. این فیلم نگاهی اجمالی به دنیای هر مردی است که در درون خود با مکاشفه‌های بی‌اندازه در تضاد است. تضاد “ساموئل ال. جکسون”( Samuel L. Jackson) با مرد شکست‌ناپذیر “بروس ویلیس”( Bruce Willis)، از معدود مبارزات قهرمان با شرور در تاریخ سینماست که بسیار دست‌کم گرفته‌شده است درحالی‌که رابطه آشکار بین این دو، قلب تپنده و جذاب فیلم است. هرکسی که به دنبال یک ساختارشکنی متفکرانه از این ژانر است، از این بهتر نمی‌کند.

۲۲. کیک-اس – KICK-ASS – ۲۰۱۰

“کیک-اس”( KICK-ASS) ساخته “متیو وان”( Matthew Vaughn) طنزی سرگرم‌کننده با ژانر ابرقهرمانی است که حول محور یک نوجوان معمولی در حال مبارزه با جنایات می‌چرخد. این فیلم چالش‌های قهرمان ناتوان “آرون تایلر جانسون”( Aaron Taylor Johnson) را در تبدیل‌شدن به یک نگهبان نقاب‌دار در اوضاع خطرناک و جنایی نیویورک به تصویر می‌کشد. نقش‌آفرینی هیجان‌انگیز “کلویی گریس مورتس”( Chloë Grace Moretz) و “نیکلاس کیج”( Nicolas Cage) به‌عنوان پدر و دختر در “زندگی واقعی” و همچنین شخصیت شرور “مارک استرانگ”( Mark Strong)، گروهی هیجان‌انگیز از تبهکاران ساخته است که لحظه‌به‌لحظه فیلم را هیجان‌انگیز می‌کند.

فیلمی که بهتر است با همراهی والدین دیده شود، مملو از اکشن و صحنه‌های خشن و البته لحظات خنده‌دار که در آن شخصیت اصلی سعی دارد کار درست را باوجود ناملایماتی که بر سر راهش قرار دارد و پیامدهای اجتناب‌ناپذیر پس‌ازآن، انجام دهد. از طرفی دیگر با موسیقی پیروزمندانه‌ای که به زیبایی با لحن فیلم مطابقت دارد، همه‌چیز به‌طور یکپارچه به هم متصل می‌شود تا محصولی مفرح، دراماتیک و هیجان‌انگیز خلق کند. فیلمی که درعین‌حال که به تحسین آثار قبلی می‌پردازد، جای پای خود را نیز در ژانر انتخابی محکم می‌کند چراکه آنچه از کتاب‌های کمیک الهام گرفته‌شده، به‌درستی به تصویر کشیده شده است.

۲۱. مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست – SPIDER-MAN: NO WAY HOME – ۲۰۲۱

این نتیجه‌گیری حماسی از سه‌گانه بازگشت به خانه “جان واتس”( Jon Watts) هر آنچه باید ارائه می‌دهد. فیلم بلافاصله از جایی که “مرد عنکبوتی: دور از خانه”( Spider-Man: Far From Home) متوقف شد، شروع می‌شود و نشان می‌دهد که “پیتر پارکر” (Peter Parker) و عزیزانش جان سالم به دربرده‌اند. به دنبال کمک از دکتر استرنج، طلسمی ساخته می‌شود که به‌طور تصادفی مرد عنکبوتی‌های شرور را از سراسر جهان چندگانه به دنیای مارول رها می‌کند. بازگشت چهره‌ها و بازیگرهای قدیمی از سری قبلی مرد عنکبوتی یک منظره خوشایند است که تعاملات جالبی را در میان گروه شخصیت‌ها ایجاد می‌کند.

با ریسکی‌تر شدن ماجرا، “تام هالند”(Tom Holland) و “زندیا”( Zendaya) هر یک بهترین عملکرد خود را در این سه‌گانه ارائه می‌دهند، زیرا فیلم وارد فضای تاریک‌تری می‌شود. هرلحظه از این فیلم حاوی رویدادی شگفت‌انگیز و بزرگ است که باعث می‌شود تماشاگران نتوانند یک‌لحظه چشم از آن بردارند. قطعاً “مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست”( SPIDER-MAN: NO WAY HOME) کم‌وکاستی‌هایی هم دارد اما رضایت طرفداران ۳ نسل از مرد عنکبوتی را جلب کرده است.

۲۰. بتمن – BATMAN – ۱۹۸۹

کمیک کلاسیک “تیم برتون”( Tim Burton) یکی از محوری‌ترین نقاط عطف این ژانر و همچنین یک ماجراجویی عجیب‌وغریب است که به‌عنوان یک قطعه تاریخی از فیلموگرافی کارگردان باقی‌مانده است.و به یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک تبدیل شده. اگرچه بدیهی‌ترین انتخاب برای ساخت فیلم “بتمن”( BATMAN) نیست، اما تأثیر “برتون” در فیلم و در کل دنیای سینمای ابرقهرمانی، غیرقابل‌انکار است. “بتمن” که اولین تصویر تاریک از یک ابرقهرمان را نشان می‌دهد، مملو از تخیل گوتیک و غیرعادی است.

بازی خوب “مایکل کیتون”(Michael Keaton) در نقش “بروس وین”( Bruce Wayne) / بتمن و همچنین بازی نمادین و رؤیایی “جک نیکلسون”( Jack Nicholson) در فیلم می‌درخشد. جوکر “نیکلسون” نمایشی تک‌نفره و بی‌نظیر الهام گرفته از کتاب کمیک است که در فضای ترسناک شهر گاتهام به طرز استادانه‌ای توسط “برتون” هدایت می‌شود. به‌جرئت می‌توان گفت از ۱۹۸۹ تا به اینجای کار، کمتر کسی به‌اندازه”دنی الفمن” ماهرانه کارش را به اتمام رسانده باشد. اثری که یکی از ارزشمندترین محصولات این ژانر پرطرفدار و محبوب است.

۱۹. پلنگ سیاه – BLACK PANTHER- ۲۰۱۸

“پلنگ سیاه”(BLACK PANTHER) که به خاطر به‌کارگیری بازیگران سیاه‌پوست به‌شدت مورد تحسین واقع شد، ثابت کرد در دنیای سینمایی مارول، فضا برای داستان‌های فرهنگی متنوع‌تر و مفاهیم اخلاقی هم وجود دارد و به‌سرعت بر زبان‌ها افتاد. “چادویک بوزمن”( Chadwick Boseman) و همراهانش پادشاه مرده‌ها تی چالا را بسیار ملموس به اجرا درآوردند و به طرفداران سیاه‌پوست نیز این فرصت را می‌دادند که مانند قبل نسخه‌ای از خود را بر صحنه ببینند که این موضوع از مزایای این ژانر بود. تی چالا پس از مرگ پدرش، به خانه بازمی‌گردد تا تاج‌وتخت قانونی خود را به‌عنوان پادشاه واکاندا بپذیرد اما به‌سرعت با ورود اریک کیلمونگر با بازی “مایکل بی. جردن”( Michael B. Jordan) مورد آزمایش قرار می‌گیرد.

کیلمونگر با نفرت و خشم خود، در داستانی تفرقه‌انگیز ایده تهیه سلاح برای اقلیت‌های ناتوان از واکانداهای پیشرفته را برای کمک به آن‌ها در مقابله با ستمگرانشان ارائه می‌کند که بسیار بحث‌برانگیز است. جدای از روایت جذاب، مرزشکنی “رایان کوگلر”(Ryan Coogler) ازلحاظ بصری از سویی و بهترین طراحی لباس و همچنین بهترین طراحی تولید از سویی دیگر منجر به دریافت جوایز آکادمی و برنده اولین اسکار برای مجموعه مارول شد. این اثر فراموش‌نشدنی گامی تأمل‌برانگیز برای دنیای سینمایی مارول بود که متأسفانه ستاره الهام‌بخش خود را خیلی زود از دست داد.

۱۸. درد – DREDD – ۲۰۱۲

بدون شک، سال ۲۰۱۲ یکی از مهم‌ترین سال‌های تاریخ سینمای کمیک بوده است و برخی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک در این سال ساخته شد. سه‌گانه پاک نشدنی “شوالیه تاریکی” “کریستوفر نولان” به پایان رسید، “مرد عنکبوتی” را دیدیم که با ستاره سرشناس “اندرو گارفیلد”( Andrew Garfield) راه‌اندازی مجدد شد و “جاس ویدون”(Joss Weadon) با “انتقام جویان”( The Avengers) به تأثیرگذارترین فیلم تاریخ تبدیل شد. بااین‌حال، متأسفانه یکی از فیلم‌ها در آن سال با شکست در گیشه روبه‌رو شد و تبدیل به کالت کلاسیک “درد”( DREDD) شد که اکنون گنجینه نادیده گرفته‌شده این ژانر به‌حساب می‌آید. در یک زمین بایر، باندها بر خرابه‌های مگا سیتی وان حکومت می‌کنند و گروهی از مجریان قانون که به‌عنوان قاضی و هیئت‌منصفه عمل می‌کنند تنها راه نجات به‌حساب می‌آیند.

در اولین روز آموزش، یک افسر جوان با بازی “اولیویا ترلبی”(Olivia Thirlby) با قاضی عالی‌رتبه، درد یا همان “کارل اربن” (Urban) همراه می‌شود و آن‌ها سعی می‌کنند برای یافتن ما-ما، تبهکار مخوف مواد مخدر به‌زور به بالای برج پروژه مسکن خطرناک ۲۰۰ طبقه درختان هلو بروند. با گذر زمان، هویت “کارل اربن” زیر سؤال می‌رود و این در حالی است که فیلم مانند “یورش”( The Raid) درصحنه‌های اکشن و بی‌رحمانه غوطه‌ور‌است. این فیلم اثری تخیلی و هیجان‌انگیز است که توصیه می‌کنیم طرفداران کتاب‌های کمیک هرگز آن را نادیده نگیرند.

۱۷. جوخه انتحار – THE SUICIDE SQUAD ۲۰۲۱

“جوخه انتحار”(THE SUICIDE SQUAD) اثری سراسر اکشن با محدودیت سنی بالای ۱۷ سال است هم یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است. “جیمز گان”( James Gunn) به خاطر وجود محدودیت‌های تصویری برای کودکان در دنیای مارول، به DCEU می‌رود تا بی‌رحمانه‌ترین و خنده‌دارترین اثر خود را تا به امروز داشته باشد. درحالی‌که فیلم “محافظان کهکشان” (Guardians of the Galaxy) به‌راحتی می‌توانست بدون فیلتر باشد، “گان” و همکارانش این ژانر را با فیلمی ساخته‌شده پیرامون گروهی از اعضای ناشناخته و کاملاً عجیب‌وغریب فهرست دی سی کامیکس، به نقاط جدید و عجیبی می‌رسانند. چیدمان این کار با فیلم قبلی مشابه است با این تفاوت که این فیلم پرقدرت‌تر و کامل‌تر است.

“گان” گروه تبهکارانی که برای انجام کارهای کثیف دولت فرستاده‌شده‌اند و جان خود را در این راه از دست می‌دهند را می‌گیرد و سعی می‌کند آن‌ها را درک و با آن‌ها همدردی کند. “مارگو رابی” پیش از هرکسی خود را به‌عنوان هارلی کویین قطعی روی صفحه تثبیت می‌کند و “ادریس البا”( Idris Elba)، “دیوید دستمالچیان”( David Dastmalchian) و “دانیلا ملکیور”( Daniela Melchior) همگی تیم فوق‌العاده‌ای تشکیل می‌دهند تا “جیمز گان” به رونمایی از مهارتش بپردازد. خلاقیتی که از دارک کمدی نشاءت می‌گیرد و از کمدی ابرقهرمانی “سوپر”(super) در سال ۲۰۱۰ تابه‌حال از آن بهره نگرفته است. “جیمز گان” هوشمندانه با ادامه کردن به آنچه به‌سرعت در حال تبدیل‌شدن به ژانر خصوصی خودش در قلمرو فیلم‌های کمیک است، مخاطب را با این کار پرشور پرجنب‌وجوش و بسیار سرگرم‌کننده، روبرو می‌کند.

۱۶. شوالیه تاریکی برمی‌خیزد – THE DARK KNIGHT RISES – ۲۰۱۲

واضح است که نتیجه سه‌گانه محبوب “کریستوفر نولان”( Christopher Nolan)، شوالیه تاریکی، آن چیزی نبود که همه انتظار داشتند.با این وجود به یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک تبدیل شد. ممکن است این شاهکار اصلاح‌شده‌ای نباشد که بسیاری انتظارش را می‌کشیدند، با برخی کمبودهای داستانی و نگارش شتاب‌زده برخلاف نسخه‌های قبلی خود، اما مطمئناً محصول تکان‌دهنده‌ای برای یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های سینمایی اخیر است. “بروس وین”( Bruce Wayne) پیر و فرتوت که با ورود تروریست غول‌پیکر معروف به بن، از مخفیگاه بیرون آمده است، باید برای آخرین بار و تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، پرونده گاتهام را ببندد. “کریستین بیل”( Christian Bale) در اینجا بهترین بازی خود را در نقش بتمن ارائه می‌کند و از اضافه شدن “آن هتوی”( Anne Hathaway) و همچنین “جوزف گوردون لویت”( Joseph Gordon-Levitt) بسیار استقبال می‌شود.

البته، بازی مهیج “تام هاردی”(Tom Hardy) در نقش بنی منجر به شکل‌گیری پایان مناسب‌تری برای “شوالیه تاریکی برمی‌خیزد”( THE DARK KNIGHT RISES) می‌شود. دادن شخصیتی شرور به این سه‌گانه که درنهایت بتواند ازنظر جسمی و خوی وحشیانه با “بت” داستان مطابقت داشته باشد، فقط از تام هاردی برمی‌آید تا مخاطب را ساعت‌ها مجذوب خود کند. نه اینکه بی کم و کاستی باشد، اما وداع “نولان” با بتمن تصویری از قدرتمندی اوست و زمانی که موسیقی تاریخی “هانس زیمر”( Hans Zimmer) برای آخرین بار اجرا شود صفحه نیز به‌آرامی سیاه می‌شود.

۱۵. کلاغ – THE CROW – ۱۹۹۴

“کلاغ”(THE CROW) نام فیلمی است که به یک تراژدی غیرقابل‌تصور می‌پردازد. “برندون لی”(Brandon Lee) دنیا را با تکه‌ای از وجودش، در این داستان انتقام‌جویانه و گوتیک، با بزرگان ترک کرد. در شب شیطان، دقیقاً یک سال پس از مرگ خود و نامزدش، اریک دراون، از قبر برمی‌خیزد تا در آن شب سرنوشت‌ساز، انتقام بی‌رحمانه‌ای از کسانی بگیرد که همه‌چیز را از او گرفتند. این کار بسیار پراضطراب و نگران‌کننده است، اما “لی” جذابیت زیادی در شخصیت اریک دراون که نوعی حضور شیطانی که از بدخواهی تا غم واقعی متغیر است و کل فیلم را به هم گره می‌زند می‌یابد.

بازی “لی” با سایر کارهای او متفاوت است و با نوع خاصی از افسون است که احتمالاً اگر به خاطر درگذشت نابهنگامش نبود، از او ستاره‌ای می‌ساخت. این یک داستان قدرتمند و دل‌خراش از فرد بی‌گناهی است که خیلی زود نابودشده، اما یادآوری تکان‌دهنده‌ای است که درد فقط موقتی است و عشق به کسانی که ازدست‌داده‌اید برای همیشه باقی می‌ماند. “کلاغ” محصول سال ۱۹۹۴ که به‌طور شگفت‌انگیزی دل‌چسب و سرگرم‌کننده است، با پیامی قوی و تکان‌دهنده در بطن خود، یک کلاسیک جاودانه و غم‌انگیز دهه ۹۰ را به نمایش می‌گذارد که یکی از لذت‌بخش‌ترین آزمایش‌های ژانر کمیک به‌حساب می‌آید.

۱۴. “ددپول ۲ – DEADPOOL ۲ – ۲۰۱۸

پس از موفقیت باورنکردنی و بی‌سابقه “ددپول”( Deadpool) در سال ۲۰۱۶، بسیاری در مورد اینکه آیا “رایان رینولدز”( Ryan Reynolds) و شرکتش می‌توانند همان رویه را ادامه دهند یا نه تردید داشتند. باوجود این‌همه، بازهم تیم “ددپول ۲″() به‌وضوح حداکثر تلاش خود را به کار گرفت و دنباله‌ای را ارائه کرد که نه‌تنها همه‌چیزهایی را که تماشاگران سینما از نسخه اصلی دوست داشتند دارد، بلکه بزرگ‌تر و بهتر می‌شود و شخصیت‌ها را به سمتی گسترده‌تر سوق می‌دهد. این داستان دنباله‌دار، با بازیگران درخشانی مثل “رایان رینولدز”(Ryan Reynolds) در نقش ددپول و ظاهری قوی‌تر ارائه می‌دهد و درعین‌حال روان‌شناسی مرک با دهان را عمیق‌تر بررسی می‌کند.

ضدقهرمان باید ازنظر احساسی عمیق‌تر عمل کند که این موضوع خودش را در عمل و روی صحنه نشان می‌دهد. “جاش برولین”( Josh Brolin) یک گزینه کامل و بی‌نقص برای ددپول است، “زازی بیتز”( Zazie Beetz) نقش دومینو را باانرژی ایفا می‌کند و “دیوید لیچ”( David Leitch) در فیلم اول با اکشن‌های هیجان‌انگیز، نقش مهمی را ایفا می‌کند. “ددپول ۲” با حفظ و ادامه آنچه در فیلم قبلی روی آن کار می‌کرد و بدون افت کیفیت و محتوا فیلمی بسیار جذاب و غیرقابل‌پیش‌بینی است. پس حتما جز یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است.

۱۳. کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان – CAPTAIN AMERICA: THE WINTER SOLDIER – ۲۰۱۴

این برداشت از “کپ” که در دومین بازی انفرادی خود، استیو راجرز را از میدان‌های نبرد جنگ جهانی دوم بیرون آورده و وارد دوران مدرن می‌کند، یک فیلم جاسوسی است و “برادران روسو”( Russo brothers) که محبوب طرفداران دنیای سینمایی مارول هستند، به‌عنوان کارگردان‌های مشترک ایفای نقش می‌کنند. “کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان”( CAPTAIN AMERICA: THE WINTER SOLDIER) که برگرفته از کتاب کمیکی به همین نام است، بازگشت دوست همیشگی راجرز، باکی را به‌عنوان قاتل معروف به سرباز زمستان روایت می‌کند. ممکن است کمی احمقانه به نظر برسد، اما واقعاً یکی از بهترین و منطقی‌ترین روایت‌ها را در کل دنیای سینمایی مارول می‌سازد. درحالی‌که “کپ” در تلاش برای کنار آمدن با زمان حال است، با ورود دوست عزیزی که تبدیل به دشمن مرگبار شده بود، به گذشته ربوده می‌شود.

بررسی سطوح مختلف و کار در چندین لایه، به‌عنوان نگاهی لایه‌ای به شکست استیو راجرز در برقراری ارتباط با زمانه و همچنین یک داستان جاسوسی پارانویا و یک فیلم هیجان‌انگیز سیاسی، با تمام ساخت‌وسازهای یک فیلم سرگرم‌کننده با بودجه کلان، تصور اینکه چرا این ژانر به‌طور مداوم در بین بهترین‌ها در این ژانر قرار می‌گیرد، سخت نیست. تیمی فوق‌العاده و بسیار گسترده، نویسندگی عالی و مجموعه اکشنی فوق‌العاده، نتیجه‌ای فوق‌العاده به وجود می‌آورد که تا مدت‌ها مخاطبین را شگفت‌زده می‌کند و به یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک تبدیل شد.

۱۲. مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه – SPIDER-MAN: HOMECOMING – ۲۰۱۷

اولین معرفی انحصاری اسپایدرمن به دنیای سینمایی مارول تمام آنچه باید را ارائه داد و به یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک تبدیل شد. چشم‌انداز از پیش تثبیت‌شده دنیای مارول و دوره‌ای از فیلم‌های مرد عنکبوتی “اندرو گارفیلد”(Andrew Garfield)، لذتی بود که مدت‌ها به پایان رسیده بود و هیجان فراگیری را در فرنچایز به ارمغان آورد. کاوش در وقایع فاجعه‌بار فیلم‌های گذشته این مجموعه، به‌ویژه “انتقام‌جویان”، از منظر یک نوجوان با قدرت‌های ماورایی، برداشت “جان واتس”( Jon Watts) از مرد عنکبوتی، نگاهی سطحی به تأثیراتی است که ابرقهرمانان مارول بر زندگی عادی و روزمره در اطراف داشته‌اند.

این فیلم به‌عنوان یک محرک جهانی با ابعاد کوچک‌تر برای دنیای سینمایی مارول، یک کمدی سرگرم‌کننده و گامی بزرگ به سمت رشد انتقام‌جوی دوست‌داشتنی “تام هالند”(Tom Holland) بوده است و با طرحی که به همه این عناصر اجازه می‌دهد تا به‌صورت جداگانه بدرخشند پیش می‌رود. “مایکل کیتون”( Michael Keaton) نقش مردی شرور را با عنوان کرکس ایفا می‌کند و مرد آهنی “رابرت داونی جونیور” (Robert Downey Jr.) نقش مربی خارق‌العاده‌ای در بازی با شخصیت محبوب عمو بن دارد. یک تصویر اجمالی و پرانرژی دقیقاً همان چیزی بود که این فرنچایز به آن نیاز داشت و “مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه”( SPIDER-MAN: HOMECOMING) با حفظ هدف اصلی ژانر محبوب مخاطبین واقع شد.

۱۱. نگهبانان کهکشان – GUARDIANS OF THE GALAXY – ۲۰۱۴

بزرگ‌ترین ریسک سینمایی مارول در قالب فضایی پیچیده “نگهبانان کهکشان”( GUARDIANS OF THE GALAXY) “جیمز گان”( James Gunn) و البته یکی از بزرگ‌ترین داستان‌های موفقیت‌آمیز آن بود و یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است. با در نظر گرفتن تیمی از ناشناخته‌های غیرعادی از اعماق داستان‌های تاریک کمیک، “گان” ریسک بزرگی انجام داد ولی در عوض تجربه تازه و منحصربه‌فردی در فرنچایز ارائه کرد که در آینده از آن به‌عنوان یک کلاسیک علمی-تخیلی یاد می‌شود. گروهی از بازیگران فرضی که توسط کارگردانی عمدتاً اثبات نشده اداره می‌شدند، توانستند باهم متحد شوند و یکی از شگفت‌انگیزترین موفقیت‌های دهه را به وجود آورند.

از گروه بازیگرانی مثل “کریس پرت”( Chris Pratt)، “زویی سالدانا”( Zoe Saldana)، “دیو باوتیستا”( Dave Bautista) و غیره گرفته تا موسیقی متن جذاب فیلم و دیالوگ‌های فراموش‌نشدنی، “جیمز گان” و همکارانش یک فرنچایز ارائه کردند که ابتدا در رکود قرار داشت و دچار صعود چشمگیری شد که هرگز پیش‌بینی نمی‌شد. در یک اقدام غیرقابل‌باور و عجیب، مارول از خدای چکش‌دارش دور شد تا فیلمی با حضور یک راکون سخنگو و یک درخت ارائه کند و تبدیل تک‌تک اعضای نگهبانان به یک نام و لقب، با افرادی مانند بلک ویدو و مرد آهنی که جواب هم داد.

۱۰. مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی – SPIDER-MAN: INTO THE SPIDER-VERSE – ۲۰۱۸

به‌جرئت می‌توان گفت که هیچ فیلمی تابه‌حال این‌قدر حس و حالی شبیه به خواندن کتاب‌های کمیک را نداشته است. پس حتما یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است. شخصیت‌های متنوع، تصاویری خیره‌کننده، انیمیشن منحصربه‌فرد و داستانی ساده و درعین‌حال مؤثر که ارزش‌های اصلی مرد عنکبوتی را به‌خوبی در برمی‌گیرد، در کنار هم این محصول شگفت‌انگیز را به وجود می‌آورند. مایلز مورالز با صداپیشگی “شامیک مور”( Shameik Moore) درنهایت با توجه به حقش به‌عنوان شخصیت اصلی در یک فیلم سینمایی، با پیتر پارکر که همه ما می‌شناسیم و دوستش داریم، داستان را پیش می‌برد. چهره‌ای که روزهای خوبش گذشته است. این فیلم از روال استاندارد مرد عنکبوتی پیروی می‌کند و مورالز در تطبیق با توانایی‌های تازه کشف‌شده خود مشکل دارد. پس از ورود افراد عنکبوتی متعدد از ابعاد دیگر داستان به چیزی تبدیل می‌شود که در آن زمان هرگز در هیچ فیلم ابرقهرمانی دیگری دیده نشده بود. درواقع چندین نسخه از مرد عنکبوتی باهم همکاری می‌کنند روی صفحه ظاهر می‌شوند. به هر شخصیت فرصتی داده می‌شود تا بدرخشد و صداگذاری “هایلی استاینفلد”( Hailee Steinfeld)، “نیکلاس کیج”( Nicolas Cage) و “جان مولانی”( John Mulaney) قطعات فوق‌العاده‌ای را برای “شامیک مور” می‌سازد. این انیمیشن ماجراجویی ابرقهرمانی پر از تصاویر خیره‌کننده، همراه با فیلم‌نامه‌ای بسیار پرانرژی، طوفانی در ژانر کتاب کمیک ایجاد کرد و دنباله‌ای دیگر از آن به‌زودی درراه است.

۹. انتقام جویان: جنگ ابدیت – AVENGERS: INFINITY WAR – ۲۰۱۸

ده سال اول فیلم‌سازی مارول همان‌طور که وعده داده‌شده بود هیجان‌انگیز بود. “برادران روسو” با استفاده از تقریباً تمام شخصیت‌هایی که این فرنچایز برای اولین بار ارائه می‌دهد، چیزهای زیادی برای تقلب در داستان‌سرایی و سرعت در مقیاس بزرگ داشتند، اما آن‌ها را استادانه به فیلمی عظیم با ابعاد حماسی تبدیل کردند. هر قهرمانی احساس می‌کند که مورداستفاده قرارگرفته است و هر تعامل بین آن‌ها، لحظه‌ای هیجان‌انگیز است که در قلب طرفداران ماندگار می‌شود. سابقه مارول با آنتاگونیست‌ها مدت‌ها مورد تمسخر قرارگرفته است، اما “جاش برولین”(Josh Brolin) با بازی قدرتمندش به‌عنوان تایتان دیوانه، تانوس، به پایان دادن به آن کمک می‌کند. بدیهی است که فیلمی به این عظمت و پر از ابرقهرمانان، به یک کاراکتر شرور قوی و جذاب نیاز دارد و تانوس از برولین آن را به‌جا آورد. درحالی‌که جانشین آن، “انتقام‌جویان: پایان بازی”(Avengers: Endgame) حاوی نمایش‌های فراوانی است، “انتقام‌جویان: جنگ ابدیت”(Avengers: Infinity War) داستانی کامل‌تر و جذاب است با لحظات به‌یادماندنی فراوان و البته پایانی فراموش‌نشدنی ویران‌کننده که همچنان تماشاگران را برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کند. این فیلم را می‌توان از معدود محصولاتی دانست که تا به امروز همه انتظارات طرفداران دنیای مارول را برآورده کرده است.

۸. لوگان – LOGAN – ۲۰۱۷

پس از نزدیک به بیست سال ایفای نقش و پس از چند فیلم خوب و گاها فیلم‌های بد، هیو جکمن”( Hugh Jackman) با ایفای نقش لوگان ساخته: جیمز منگولد”( James Mangold) خوش درخشید. داستان فیلم در آینده‌ای نزدیک اتفاق می‌افتد، لوگان و پروفسور ایکس یا همان “پاتریک استوارت”( Patrick Stewart) در حال پیر شدن و مخفی شدن در مرز مکزیک، پس از ریشه‌کن کردن تقریباًهمه جهش‌یافته‌ها، به‌سختی زندگی می‌کنند. “هیو جکمن” به‌عنوان ولورین قدیمی‌تر و زخم‌خورده از نبرد، در اوج بازی خود قرار دارد و حس مخربی از آسیب‌پذیری و اضطراب را منتقل می‌کند که اغلب در فیلم‌های ابرقهرمانی ناشناخته مانده است. “منگولد” به‌جای فرستادن قهرمان مشهور مارول، روندی شخصی‌تر را انتخاب می‌کند. لوگان مستضعف با اکراه موافقت می‌کند تا به یک پناه‌جوی جهش‌یافته جوان کمک کند. فیلم با جزئیات گرافیکی سراسر شدت خشم فوق‌العاده قوی در برابر یک آدم بد معمولی را با هر یک از آن‌ها نشان می‌دهد. صحنه مبارزه با اضافه کردن حوضچه خون منحصربه‌فرد خود به ترکیب در میان قتل‌عام وحشتناک یک داستان غم‌انگیز است که با هوشمندی هرگز از مضامین سنگین تبعیض و به حاشیه راندن که در طول سال‌ها بر مردان ایکس حاکم بوده، دوری نمی‌کند. این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است.

۷. نگهبانان کهکشان ۲ – GUARDIANS OF THE GALAXY VOL. ۲- ۲۰۱۷

در هر ژانری تابه‌حال فقط تعداد کمی از دنباله‌ها توانسته‌اند نیروی کهربایی را بازیابند و به مجموعه حرکت سودمندی در جهتی جدید بدهند، دقیقاً مانند ” نگهبانان کهکشان ۲ “(Guardians of the Galaxy Vol. ۲). سفینه نگهبانان در حال فرار پس از شکست خوردن یک معامله، در سیاره‌ای مرموز فرود می‌آید، جایی که خدای ستارگان با اگو “کورت راسل”( Kurt Russell) آشنا می‌شود که پسر ناآگاهش را از اصل و نسب تکان‌دهنده آسمانی خودآگاه می‌کند. “جیمز گان” با یک تیم تثبیت‌شده، به‌صورت عمیق‌تر به روابط جمعی نگهبانان می‌پردازد. “گان” به‌عنوان یک نویسنده، خویشتن‌داری زیادی از خود نشان می‌دهد و ترجیح می‌دهد به‌جای یک حماسه فضایی غول‌پیکر، داستانی مرتبط با شخصیت را روایت کند، درحالی‌که به‌عنوان کارگردان بااستعداد بصری چشمگیر و ضربات اکشن قانع‌کننده پیشرفت قابل‌توجهی را از خود نشان می‌دهد. “کورت راسل” نیز بدون شک یکی از قوی‌ترین شرورهای مارول را می‌سازد. لحظات مفرح بی‌وقفه و موسیقی متن فوق‌العاده و همچنین روایتی تکان‌دهنده در مورد پیوندهای ناگسستنی دوستی واقعی که البته در صدر نماد فرهنگ پاپ قرار دارد، نشان از موفقیت این اثر مارول دارد.

۶. وی مثل وندتا – V FOR VENDETTA – ۲۰۰۵

یکی دیگر از فیلم‌های موجود در این فهرست نیز از آثار درخشان “آلن مور”( Alan Moore) اقتباس‌شده است و یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است. این فیلم مهیج سیاسی ممکن است مورد استقبال برخی افراد واقع نشود، اما مطمئناً جایگاه خود را در بین بهترین فیلم‌های کمیک بوک تمام ادوار به دست آورده است. در پی این تصویر ساختگی از دولت فاشیستی لندن، یک ضدقهرمان با عنوان V، قصد دارد با کمک ایوی با بازی “ناتالی پورتمن”( Natalie Portman) و برخی از تروریست‌ها، در مقابل ظلم دولت به مردمش قیام کند. تاکتیک‌های “هوگو ویوینگ”( Hugo Weaving) در نقش V معمایی و مرموز است و جذابیت و اشتیاقی را برای شخصیت به ارمغان می‌آورد که در فضای وحشتناک حاکمیت استبدادی بریتانیای کبیر جریان دارد. درواقع، اهمیت نمادین وی، بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم است.

نقاب‌دار هوشیار داستان، به‌عنوان یک قهرمان آزادی که مایل است خود را وارد یک جنگ صلیبی یک‌نفره علیه دولت کند تا برای آنچه درست است مقاومت کند و بجنگد. فیلم‌نامه اقتباسی زیبای “واچوفسکی ها”(Wachowskis) و کارگردانی برازنده “جیمز مک تیگو”(James McTeigue)، این فیلم را به هدف اصلی نزدیک‌تر کرده است. تا پایان انتخاب “جان هرت”( John Hurt) به‌عنوان دیکتاتور ظالم بریتانیا. ” وی مثل وندتا “(V FOR VENDETTA) با فرستادن پیامی نشاط‌آور از انعطاف‌پذیری و استقامت در تاریک‌ترین زمان‌ها، درنهایت به همه دلیلی برای یادآوری می‌دهد تا پنجم نوامبر را به خاطر بسپارند.

۵. اسکات پیلگریم در برابر دنیا – SCOTT PILGRIM VS. THE WORLD – ۲۰۱۰

در مورد اقتباس ” اسکات پیلگریم در برابر دنیا “( SCOTT PILGRIM VS. THE WORLD) از “برایان لی اومالی”( Bryan Lee O’Malley) با توجه به خلاقیت موردنیاز، کسی را بهتر از “ادگار رایت”( Edgar Wright) برای هدایت آن نمی‌توان انتخاب کرد. این اثر، ترجمه‌ای پایدار و دقیق و همچنین نمایشی عالی از سبک فیلم‌سازی “رایت”، یک تجربه سینمایی شسته‌رفته و در نوع خود منحصربه‌فرد است. داستان در مورد اسکات نادان و بی‌انگیزه با بازی “مایکل سرا”( Michael Cera) است که به دختری مرموز به نام رامونا فلاورز با درخشش “مری الیزابت وینستد”( Mary Elizabeth Winstead) علاقه‌مند می‌شود و باید با هفت مرد شیطان‌صفت رامونا دست‌وپنجه نرم کند تا محبت او را جلب کند.

این یک داستان زیبا در مورد مبارزه برای کسانی است که دوستشان دارید و می‌خواهید به آن‌ها کمک می‌کنید تا بر شیاطین درون خود غلبه کنند. این فیلم همچنین نگاهی به تلاش اسکات برای عزت‌نفس است که از طریق دنیایی فوق‌العاده و الهام گرفته از بازی‌های ویدیویی بیان می‌شود. جلوه‌های بصری و ویرایش سریع “رایت” به طرز شگفت‌انگیزی به فیلم‌نامه کمک می‌کند، بدون اینکه حواس را از لحظات احمقانه و درعین‌حال تأثیرگذار فیلم منحرف کند.در نتیجه فیلم را به یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک تبدیل کرد. “مایکل سرا” نیز به‌عنوان یک مرد پیشرو غیرمتعارف می‌درخشد و شوخ‌طبعی دلپذیر خود و همچنین تضاد بی‌نظیر و بی‌عیب و نقصی با “وینستد” را به ارمغان می‌آورد. ازنظر رویکرد ظریف به‌حساب نمی‌آید، اما همیشه به‌خوبی پیش می‌رود. این شاهکار جنایی از “رایت” گویی جلوتر از زمان خود بوده است و از آن زمان، به‌عنوان یک رام کمیک، طرفدارانی شایسته به دست آورده است.

۴. جوکر – JOKER – ۲۰۱۹

وقتی برای اولین بار اعلام شد که DC یک فیلم اختصاصی برای شخصیت جوکر در نظر گرفته است، طرفداران باورشان نمی‌شد. اما نتیجه کار فیلمی بود که به یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک تبدیل شد. اختصاص دادن یک داستان به این شخصیت شرور که دسیسه از ویژگی‌های بارز اوست، ممکن است در نگاه اول اشتباه به نظر برسد علی‌الخصوص که سوابق نیز این‌طور نشان می‌دهد، مثل چیزی که در “جوخه انتحار” اتفاق افتاد؛ اما خوشبختانه پروژه سخت “تاد فیلیپس”( Todd Phillips) در دهه ۷۰ نه‌تنها بدشانسی نمی‌آورد بلکه منجر به ایجاد تغییرات بزرگی در این ژانر می‌شود. برداشت “فیلیپس” در مورد دلقک داستان که در واقعیت از مطالعه شخصیتی”مارتین اسکورسیزی”( Martin Scorsese) الهام گرفته است ریشه می‌گیرد. او کمدینی است که با نام آرتور فلک یا همان “واکین فینیکس”( Joaquin Phoenix) شناخته می‌شود و روزهای یکنواخت خود را به‌عنوان مردی نادیده گرفته‌شده در فضای اسفناک شهر منحوس گاتهام زندگی می‌کند.

این فیلم که جوکر را به‌عنوان یک بیمار روانی قربانی غفلت اجتماعی به تصویر می‌کشد، نگاهی اجمالی به جنبه‌ای از شخصیت شرور داستان دارد که تابه‌حال دیده نشده بود. ابراز همدردی صمیمانه آرتور و حضار یک همدلی واقعی را به وجود می‌آورد که بدون در نظر گرفتن صحنه‌های و ضربات اکشن و خشن شخصیت در پایان داستان غیرقابل‌پیش‌بینی است. جوکر با اجرای قدرتمند “واکین فینیکس” و همچنین موسیقی وهم‌آلود و جذاب و طراحی مؤثر و غم‌انگیز یک فیلم هیجان‌انگیز است که نشان می‌دهد تفاسیر بالغ‌تر و مخاطره‌آمیزتر از نمادهای کتاب‌های کمیک محبوب چگونه می‌تواند به‌اندازه سایر فیلم‌های اکشن و پرفروش، محبوب و باارزش باشد.

۳. انتقام جویان – THE AVENGERS – ۲۰۱۲

اگر “مرد آهنی” “جان فاورو” را شروع‌کننده راهی جدید در دنیای سینمایی مارول بدانیم، “انتقام‌جویان”( THE AVENGERS) را می‌توان فیلمی دانست که کلیشه‌ها را کنار زد و استانداردی جدید و طلایی برای فیلم‌های ابرقهرمانی تعیین کرد. بنابراین یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است. “جاس ویدون”( Joss Whedon) در رویداد تاریخی، با درگیر کردن هر قهرمان با فعالیتی واحد، سابقه‌ای را برای دنیای سینمایی مارول امروز ایجاد می‌کند. امروزه، فیلم‌های کمیک بوک در این مقیاس بسیار رایج هستند، اما تازگی این شخصیت‌ها و درخشش آن‌ها روی پرده با یکدیگر کار نو و جدیدی بود که در جایگاه بالایی نیز موردتقدیر قرار گرفت.

“رابرت داونی جونیور”( Robert Downey Jr)، “کریس ایوانز”( Chris Evans) و “کریس همسورث”( Chris Hemsworth) هرکدام نقش اصلی خود را از فیلم‌های قبلی تکرار می‌کنند، درحالی‌که “اسکارلت جوهانسون”( Scarlett Johansson)، “جرمی رنر”( Jeremy Renner) و “مارک رافلو”( Mark Ruffalo) همگی این فرصت را پیدا کردند که برای اولین بار در این مجموعه‌ی گسترده، به ایفای نقش‌های اصلی بپردازند. به‌جز پایان هیجان‌انگیز و طوفانی فیلم، سایر لحظات آن نیز خارق‌العاده و پر از شوخی‌های داغ بین قهرمانانش است که آن را جذاب‌تر می‌کند. همچنین بهره‌گیری از آنتاگونیست جذاب و کاریزماتیک در قالب لوکی با بازی “تام هیدلستون”( Tom Hiddleston) به موفقیت این محصول کمک شایانی می‌کند. در شرایطی که سایر آثار در حال تقلا برای ارتقا در فرنچایز هستند، این فیلم به مشارکت و تعامل با مخاطب ادامه می‌دهد.

۲. شوالیه تاریکی – THE DARK KNIGHT – ۲۰۰۸

یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک. “شوالیه تاریکی”( THE DARK KNIGHT) فیلمی است که در نوع خود بی‌نظیر است. این شاهکار فراموش‌نشدنی از “کریستوفر نولان”(Christopher Nolan) مدت‌هاست که به‌عنوان نمونه‌ای درخشان از فیلم‌های ابرقهرمانی شناخته می‌شود و لزوماً نیازی به رعایت محدودیت‌های این ژانر ندارد. این فیلم همچنین حاوی بهترین تصاویر از مبارزه ابدی بین بتمن و جوکر است. “نولان” از طریق نمایش تهدیدآمیز و مستحکم بتمن “کریستین بیل”( Christian Bale) و همچنین برنده اسکار “هیث لجر” ( Heath Ledger) در نقش جوکر، نظم را در برابر هرج‌ومرج قرار می‌دهد.

تعهد جوکر به برهم زدن نظم تثبیت‌شده گاتهام و شکستن خفاش، جزء افسانه‌های کتاب‌های مصور کمیک است و “لجر”( Ledger) از این دیوانگی که مدام بیشتر و بیشتر می‌شود لذت می‌برد. تک‌تک صحنه‌ها در ذهن مخاطب ماندگار شده است و هیجان و اضطراب خاص خود را با کمک جنبه‌های فنی و جلوه‌های تصویری مثل فیلم‌برداری خیره‌کننده و همچنین موسیقی جذاب آن و از طرفی دیگر داستان گیرا و پر چالش به تماشاگران القا می‌کند. با تمام این اوصاف و درخشش ستارگانی همه‌چیزتمام، این محصول در سال ۲۰۰۸ با روند صعودی خود مسیر را برای سایر فعالان این ژانر هموار کرد.

۱. مرد پرنده یا (فضیلت غیرمنتظره جهل) – BIRDMAN OR (THE UNEXPECTED VIRTUE OF IGNORANCE) – ۲۰۱۴

به نظر می‌رسد “مرد پرنده” ( BIRDMAN) از منبع کمیک خاصی الهام نگرفته باشد. با این وجود یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک محسوب می‌شود. این اثر از “الخاندرو گونسالس اینیاریتو”( Alejandro González Iñárritu) به‌راحتی صادقانه‌ترین و قابل‌تأمل ترین موضع در مورد وضعیت ژانر ابرقهرمانی و تأثیر آن بر هالیوود است که تابه‌حال ساخته‌شده است. این درام با بازی “مایکل کیتون”( Michael Keaton) که به خاطر سابقه‌اش به‌عنوان نقش اصلی یک فیلم موفق ابرقهرمانی شناخته می‌شود، جایزه بهترین فیلم اسکار را برای به تصویر کشیدن بی‌امان از یک هنرمند سالخورده به دست آورد. تلاش برای اهمیت دادن به خود این فیلم با نقد ماهیت چرخه‌ای علاقه به افراد مشهور به روایت تلاش ریگان تامسون یا همان “کیتون”( Keaton) برای احیای دوباره حرفه‌اش در برادوی می‌پردازد.

تامسون، طی یک برداشت طولانی و مستمر، تلاش می‌کند تا خود را از گذشته جدا کند. “اینیاریتو” بدون جانب‌داری، در بهترین زمین بحثی در مورد تأثیرات این ژانر مطرح می‌کند و البته از انجام این کار بسیار هم لذت می‌برد. او این کار را از طریق به‌کارگیری بازیگران نابغه‌ای مثل “مایکل کیتون” که مطمئناً مقایسه خوبی میان او و شخصیت قهرمانی­اش شکل می‌گیرد. ممکن است برخی آن را پندآمیز بدانند، اما باوجود دیدگاه‌های متفاوت در مورد جذابیت کتاب‌های کمیک، نتیجه مطمئناً راضی‌کننده خواهد بود. پس این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های کتاب‌های کمیک است.

4.6/5 - (15 امتیاز)

منبع
highonfilms
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x